كارن آرمسترانگ ( مترجم : كيانوش حشمتى )
300
زندگينامه محمد ( ص ) ( فارسي )
بيش از اندازه تحت فشار قرار داده و شايد آنها قادر به تحمل آن نباشند . آيا آنان بر وفادارى و پيروى از او و پيمان صلح باقى خواهند ماند يا اين مسأله به يك شورش منجر خواهد شد ؟ موضوع با شنيدن متن پيمان صلح حساستر گرديد . محمد ( ص ) ، على ( ع ) را مأمور نوشتن پيماننامه نمود . هنگامى كه او به شيوه معمول مسلمانان پيماننامه را به نام خداوند بخشنده و مهربان ( بسم اللّه الرحمن الرحيم ) شروع نمود ، سهيل به شدت با اين امر مخالفت كرد . قريش هميشه با اين گونه جملات مذهبى مسلمانان مخالفت مىنمود و فكر مىكرد با گذاردن اين جمله محمد ( ص ) عقيده خود را بر آنان تحميل مىنمايد . سهيل گفت : ما اين جمله را قبول نداريم ، بنويسيد : بنام اللّه . در كمال حيرت مسلمانان ، محمد ( ص ) بلافاصله قبول كرد و به على ( ع ) دستور داد تا جمله را عوض كند . ولى هنوز مسائل بدترى در راه بود . محمد ( ص ) ادامه داد : « اين پيمانى است كه محمد ، پيامبر خدا ، با سهيل بن عمر به توافق رسيدند » . سهيل مجددا مخالفت كرد : اگر من تو را به پيامبرى قبول داشتم ديگر باتو نمىجنگيدم . دليل نسبتا قانعكنندهاى بود . سهيل ادامه داد : فقط اسم خود و پدرت را مىنويسى . على ( ع ) كه اين جمله را نوشته بود از پاك كردن آن امتناع كرد . آخر الامر خود محمد ( ص ) پوست را از او گرفت و جمله را پاك كرده و به دست على ( ع ) داد و از او خواست كه چنين بنويسد . « اين پيمانى است كه محمد بن عبد اللّه با سهيل بن عمر به توافق رسيدند » . 13 در اين وضعيت سخت و نگرانكننده ، ناگهان ابو جندل پسر سهيل درست در زمان امضا پيماننامه از دور پيدا شد . او ، كه به اسلام گرويده بود ، توسط پدرش زندانى شده و حالا با فرار از زندان در حالىكه زنجيرهاى پاى خود را پنهان مىكرد به نزد محمد ( ص ) آمده بود . سهيل از جا پريد و با مشت محكم به صورت پسرش كوبيد ، سپس زنجير پاى او را گرفته و گفت : محمد ، توافق بين ما قبل از رسيدن اين پسر حاصل شده بود . مسلمانان هيجانزده جابجا شدند ، آيا محمد ( ص ) قصد خيانت به ابو جندل و بازگراندن او به پدرش را دارد ؟ ولى محمد ( ص ) به پيمان متعهد ماند و اجازه نداد كه ابو جندل بدون اجازه پدرش مهاجرت نمايد . در حالىكه سهيل ابو جندل را به سوى مكه مىكشيد او فرياد برآورد : اى مسلمانان آيا اجازه مىدهيد كه او مرا به جائى كه بتپرستان قصد دور كردن من از دينم را دارند ببرد ؟ اين